حسن مرسلوند

16

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

محمد غفارى در سال 1310 قمرى از طرف ناصر الدّين شاه ملقب به كمال الملك شد و چون قصد رفتن به اروپا را داشت ، در اواخر سلطنت ناصر الدّين شاه به آموختن زبان فرانسه پرداخت و يك سال پس از ورود مظفر الدّين شاه به تهران ، چون از اوضاع مملكت چندان خوش‌دل نبود به اروپا سفر كرد . مسافرتش سه سال طول كشيد و در موزه‌ها و گالرىهاى اروپا به مطالعه و كپىبردارى از نقاشىهاى معروف جهان پرداخت و بيشتر از نيمى از اين مدّت را در فلورانس ايتاليا و بقيّه را پس از گردش در رم و ساير شهرهاى صنعتى ايتاليا در پاريس گذراند و اغلب در موزهء لور مشغول به كار بود . مظفر الدّين شاه در سفر دوم خود به اروپا در سال 1320 - 1321 قمرى او را در موزهء لور فرانسه ديد و امر كرد كه به ايران برگردد . كمال الملك هم امر شاه را پذيرفت و پس از سه سال اقامت در اروپا به ايران بازگشت . پس از بازگشت به ايران به تأسيس مدرسهء صنعتى پرداخت . مدّتى در اين مدرسه به تعليم فنّ نقاشى به هنرجويان پرداخت و نقّاشان بزرگى را تحويل جامعه داد . كمال الملك هرچند كه در دربار قاجار از مزايايى برخوردار بود ، ولى لطمات فراوانى نيز خورد كه با روح آزادمنش وى سازگار نبود . يكى از اين لطمات ، واقعه‌اى است كه محمد على فروغى به شرح آن مىپردازد : « . . . باز از جمله چيزها كه به خاطر دارم اينست كه شبى كمال الملك به خانهء ما آمد و چند قطعه عكس از بغل درآورد و رو به پدرم نمود و گفت : « ببينيد اين پادشاه بىهمه چيز چه كارها به من رجوع مىكند . » من چون جوان بودم عكس‌ها را به من نشان ندادند اما از گفتگو معلوم شد تصاوير الفيه و شلفيه است ؛ بسيار قبيح و مستهجن كه شاه داده بود كمال الملك ازآن‌رو پرده بسازد ولى او مردى عفيف بود و علوّ فكرش اين قسم كارها را بر او بسيار ناگوار داشت . عاقبت هم آن تصاوير را نساخت و خود شاه هم چون كارهاى ممتاز ديگر از كمال الملك ديد اصرارى نورزيد و گفت آنها را بده به شاگردانت بسازند . » كمال الملك حتى مجبور شد چند سال خود را به بيمارى بزند تا از پيشنهاد كارهاى قبيح مظفر الدّين شاه سرباززند . محمد على فروغى در ضمن خاطراتش مىنويسد : « . . . در زمان مظفر الدّين شاه وقتى ديدم كمال الملك اظهار بيمارى كرد كه سكتهء